میثم؟!چرا خواب دم صبح؟
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشفی
میپرسه ناهارچی درست کردی؟
جواب میدم ومنم ازش میپرسم توچی پختی کدبانو؟
ناامیدمی نویسه:هیچی:/
معلومه سرظهرگشنه شه..
_دستپختش خوبه ..چندشب پیش زرشک پلوبامرغ درست کرده بود!
معرررکه:)
_عنوان:))))خودم میدونم منظورمو
_گاهی باخودم فکر میکنم این همون حامده؟!!!!
همونه ولی خیلی تغییرکرده
ازدست رفت!!
خل شده..:)
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشفی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشفی
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشفی
پرسیددلخورشدی وگفتم آره..
چندبارپرسیدومن هربارهمون جوابودادم تا مطمئن بشه،تعجب کرده بود!
عذرخواهی نکرد،نبایدم میکرد
فقط خواست که به دل نگیرم و توضیح داد!
احمقانه بود ناراحت شدنم!خیلللی احمقانه ست ناراحت موندنم ازدستش
ولی بهم برخورد!
پیام داده:نگارم،عزیزم،دلبرم
لطف کن ازمن ناراحت نباش
من باید قوانین رورعایت کنم
درضمن خیلی بِچَّه ای.
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشفی
وهمه مشکی می بینندموهایت را..
اِلّا من که تورا از برم!
کمی ،فقط کمی امید دارم واقعه ای جوانت کند!
تو بیشتراز من امیدواری
آخرتو
واقعه رامرگ میدانی
ومرگ حق است!
ولی کاش عشق هم حق ِ توبود
برچسب:
نویسنده: پارسا کاشفی